X
تبلیغات
..:! ( ره یافتگان وصال ) !:..

..:! ( ره یافتگان وصال ) !:..
اللـــــــــــهم ارزقنـــــــــــــا توفیـــــــــــــق الشـــــــــــــهاده فــــــــــی سبیـــــلک
لینک های مفید

 
 
بدون هیچ توضیحی فقط باید گفت یادمان باشد که مدیونیم.
 

[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 21:56 ] [ دلتنگ شهیدان ]

 

من گم شده ام...روی زمین هیچ کسی نیست؟
امروز چه قرنی است که فریادرسی نیست؟

آن روز که پر داشتم آورد به بندم
امروز که دل بسته ی خاکم قفسی نیست

من روزه ی آیینه گرفتم که نبینم
غیر از تو کسی را که به غیر از تو کسی نیست

علیرضا بدیع

[ یکشنبه بیست و نهم دی 1392 ] [ 17:40 ] [ دلتنگ شهیدان ]

 

پینوکیو، یادگار دوران کودکی ام کجایی؟؟

 

یادت بخیر... اینجا در این شهر خراب آباد..!!!

هر روز "دماغ ها" کوچکتر میشود و "دروغ ها" بزرگتر ...

[ جمعه بیست و هفتم دی 1392 ] [ 8:16 ] [ دلتنگ شهیدان ]

چادرش سوخته امابه سرش هست هنوز

قصه ی غصه ی ایام به تنش هست هنوز

گفت باباغم این معجرمن رانخورید               به خدافاطمه اندرنظرش هست هنوز

میروی رو به سلامت بروای جان دلم        که خدا با دل غمدیده دلش هست هنوز

 

[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 18:42 ] [ دلتنگ شهیدان ]

 

ای که می بخشی تو با انگشتری انگشت خویش...


دست خالی رد مکن ما را ز کویت یا حسین...

 

 

 

 

 


ای کاش

ای کاش آن انگشتری را سائلی میخواست!

 

 

 


تو را به خاطر دِرهم چه دَرهمت کردند حســین جان ...

[ جمعه هفدهم آبان 1392 ] [ 19:45 ] [ دلتنگ شهیدان ]

بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید

همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت....

...

 


 

زمانه عجیبی است!

برخی مردمان امام گذشته را عاشقند، نه امام حاضر را میدانی چرا؟


امام گذشته را هر گونه که بخواهند تفسیر میکنند، اما امام حاضر را باید فرمان برند!وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند


شهید آوینی

[ جمعه هفدهم آبان 1392 ] [ 19:30 ] [ دلتنگ شهیدان ]

آشـنـاترین زیارتنامه جبهه ها "زیارت عاشورا"بـود. زمـزمه صبحگاه ، لحظه هاى عملیات و همراه رزمندگان در جیب و كوله پشتى ، همین زیارت بود.

ترنّم عاشقانه این زیارت، دل ها را به كربلا پیوند مى داد و شعله ایثار و فداكارى را در جـان هـا بـرمـى افـروخـت.

زیارتنامه عاشورا ستایش است و نكوهش؛ ستایش روح بزرگ امام عاشورا و یاران پاكبازش و نكوهش ستمگران ، قساوت پیشگان و زمینه سازان جنایت .

بسم الله

از این لینک گوش کنید

التماس دعا

[ جمعه هفدهم آبان 1392 ] [ 7:15 ] [ دلتنگ شهیدان ]
[ چهارشنبه یکم آبان 1392 ] [ 20:7 ] [ دلتنگ شهیدان ]


 


سر قبر نشسته بودم باران می آمد.
روی سنگ قبر نوشته بود: شهید مصطفی احمدی روشن
از خواب پریدم. مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم.

بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم.
زد به خنده و شوخی
گفت: بادمجون بم آفت نداره

ولی یه بار خیلی جدی پاپی اش شدم که :کی شهید می شی مصطفی؟
مکث نکرد، گفت: سی سالگی


باران می بارید شبی که خاکش می کردیم ...

 

با تشکر از وبلاگ شیدای سبز

[ سه شنبه سی ام مهر 1392 ] [ 19:37 ] [ دلتنگ شهیدان ]

 

دوباره خلوت شب، بازهم بهانه ی تو

دوباره کاسه ی خالی و آستانه ی تو

دوباره گنبد زرد تو، صحن گوهرشاد

و باز صحن دوچشمم پراز ترانه ی تو

و من کبوترِ خسته،گسسته از همه جا

دخیل بسته ام این دل به دام و لانه ی تو

و پایِ پنجره فولاد تو گره زده ام

نگاهِ حسرت پر رنج بی نشانه ی تو

و هست دلخوشییم نیمه ی نگاهِ شما

و بود چشم امیدم به آب و دانه ی تو

و باز زمزمه دارد دلم کنار ضریح

کرم نمای، فرود آ ،که خانه خانه ی تو

[ چهارشنبه ششم شهریور 1392 ] [ 22:16 ] [ دلتنگ شهیدان ]

ازدواج سنگ بنای تشکیل خانواده است، لذا آن را رابطه ای دینی و قانونی تعریف می کنندکه مرد و زن را برای مشارکت همیشگی در زندگی به هم می پیوندد.
یکی از مهمترین و شاید اولین انگیزه ازدواج براساس این مکتب ، ایجاد کانونی است که در آن زن و مرد احساس آرامش کنند . زیرا زنان آرامش دهنده روانی مردانند و زن و مرد به دوستی با هم نیازمندند .
در قرآن کریم آیه 21 ، سوره روم خداوند می فرماید :
" از نشانه های او ( خدا ) این است که از خود شما برایتان همسرانی آفرید تا در کنار آنها آرام گیرید و میان شما دوستی وصمیمیت به وجود آورد . به راستی برای مردمی که بیندیشند در این کار نشانه هایی است ."

 

الحمد لله رب العالمین

[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ 7:33 ] [ دلتنگ شهیدان ]

سعی نکن متفـــــاوت باشی
فقط خـــــوب باش
این روزها خــــوب بودن به اندازه کافی متفـــــاوت است                      

[ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392 ] [ 7:27 ] [ دلتنگ شهیدان ]

السلام عليک يا شهر الله الاکبر و يا عيد اوليائه
در ماه پر خير و برکت رمضان برايتان قبولي طاعات و عبادات را آرزومندم.
التماس دعا

[ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ] [ 21:56 ] [ دلتنگ شهیدان ]

[ یکشنبه دوم تیر 1392 ] [ 15:15 ] [ دلتنگ شهیدان ]

مصطفی گفت: من فردا شهید می‌شوم.
خیال کردم شوخی می‌کند. گفتم: مگر شهادت دست شماست؟ گفت: نه، من از خدا خواستم و می‌دانم خدا به خواست من جواب می‌دهد؛ ولی من می‌خواهم شما رضایت بدهید. من فردا از اینجا می‌روم، می‌خواهم با رضایت کامل تو باشد. و آخر رضایتم را گرفت. من، نمی‌دانستم چطور شد که رضایت دادم. صبح که مصطفی خواست برود، من مثل همیشه لباس و اسلحه‌اش را آماده کردم و برای راه، آب سرد به دستش دادم. مصطفی که رفت، من برگشتم داخل. کلید برق را که زدم، چراغ اتاق روشن و یک دفعه خاموش شد.
انگار سوخت. من فکر کردم یعنی امروز دیگر مصطفی شهید می‌شود؟ این شمع دیگر روشن نمی‌شود؟ نور نمی‌دهد؟ تازه داشتم متوجه می‌شدم چرا این‌قدر اصرار داشت که امروز ظهر شهید می‌شود. مصطفی هرگز شوخی نمی‌کرد. یقین کردم که مصطفی امروز اگر برود، دیگر برنمی‌گردد.
دویدم و کلت کوچکم را برداشتم. نیتم این بود که مصطفی را بزنم، بزنم به پایش تا نرود. اما دیگر مصطفی رفته بود و من نمی‌دانستم چکار کنم.
نزدیک ظهر، تلفن زنگ زد و گفتند: دکتر زخمی شده. بعد بچه‌ها آمدند که ما را به بیمارستان ببرند. من بیمارستان را می‌شناختم، آنجا کار می‌کردم. وارد حیاط که شدیم، من به سمت سردخانه دور زدم. خودم می‌دانستم مصطفی شهید شده و در سردخانه است؛ زخمی نیست.
به سردخانه رفتم و یادم هست آن لحظه که جسدش را دیدم، گفتم: «اللهم تقبل منا هذا القربان»
وقتی دیدم مصطفی در سردخانه خوابیده و آرامش کامل داشت، احساس کردم که پس از آن همه سختی، دارد استراحت می‌کند.

[ جمعه سی و یکم خرداد 1392 ] [ 13:7 ] [ دلتنگ شهیدان ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

...شهادت پايان نيست، آغاز است، تولدي ديگر است در جهاني فراتر از آنکه عقل زميني به ساحت قدس آن راه يابد. تولد ستاره‌اي است که پرتو نورش عرصه زمان را در مي‌نوردد و زمين را به نور رب‌الارباب اشراق مي‌بخشد.شهيد منتظر مرگ نمي‌ماند، اين اوست که مرگ را برمي‌گزيند. شهيد پيش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بيايد، به اختيار خويش مي‌ميرد و لذت زيستن را نيز هم او مي يابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتي آني به خود او وا نمي‌گذاردش و خود را به ريسمان پوسيده غفلت مي‌آميزد... "

--------------------------------
کار مانیست شناسایی راز گل سرخ،کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم...
--------------------------------
چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است
چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است
روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش
عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است
لینک های مفید